X
تبلیغات
رایتل
سپیدار Sepidaar
  
 در این هوا، چه نفس ها، پر آتش است و خوش است
 
آرشیو
موضوع بندی
 
چهارشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1386
دل گفته های من و غزال(۳)

حال به فاصله ی بزرگی اندیشه کنیم که بین این هسته و یک درخت کامل سیب وجود دارد. چرا این هسته کوچک، با این که همه استعدادهای یک درخت کامل را در خود فشرده "دارد"، از یک درخت رعنای سیب "شدن" اینهمه دور است؟ چه چیزی فاصله انداخته بین داشته های درونی یک هسته با شدن آن؟ این فاصله چگونه پیموده خواهد شد؟

تنها و تنها با یک سفر سخت زمینی! باید در دل خاک زندانی شود[1]، باید  از انرژی تیره زمین برای رشد خود بهره بگیرد. این است که یک هسته کوچک سیب با انرژی های سخت و فشرده زمین سروکار پیدا می کند. اگر شرایط به گونه ای باشد که بتواند این انرژی ها را با سرمایه ذاتی و درونی خود هماهنگ کند، جوانه می زند، نهال می شود و به برکت همین انرژی ها، به بالندگی می رسد یعنی شیاطین محیط خود را بنده خود می سازد[2]. اما اگر به هردلیل نتواند این انرژی ها را به خدمت خود در آورد، می پوسد و به خاشاک تبدیل می شود؛ فاسد می شود، از مسیر بیرون می رود و فاسق می شود. یعنی به بندگی شیاطین تن می دهد!

پس اگر آن الگوی کامل، که همان ذات وجودی سیب هست، در انرژی های زمین غرق شود، می پوسد، ذاتش را از دست می دهد، الگویش که تمامی هستی و سرمایه اوست نابود می شود. اما باغبان عاشق، کار  هدایت هسته ها را برعهده دارد. او اندازه گیری ها (تقدیر)[3] را می داند: هسته را از آب، هوا، خاک، کود، نور و گرمای مناسب و به اندازه بهره مند می سازد. اجازه نمی دهد که نسبت میان انرژی جسمی هسته ها با انرژی های کائنات آشفته و ناهماهنگ شود. پس هدایت الهی (الگوی کامل یک درخت) و هدایت باغبان زمینی، شیاطین زمین را به کار می گیرد و بعد سکوت ... سکوت، بردباری... بردباری! و زمان نقش آفرینی می کند!

 

(ادامه دارد)

 

۱. دنیا زندان مومن است(معصوم علیه السلام)

۲. و برخی شیاطین، برای سلیمان... خدمت می کردند(قرآن کریم سوره انبیاء آیه 82)

۳. ... و ما هرچیز را با اندازه گیری آفریدیم (قرآن کریم سوره قمر آیه 49)


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 427459


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها